«امروزه روزنامه ها، رادیو،تلویزیون وکلارسانه ها یک صدا وبه بانگ
بلندمردم رادعوت می کنندکه بگویید.تاماصدای شمارابه گوش
دیگران برسانیم.
آیاچنین امری به خیروصلاح ماآدمیان است؟
آیابفرض محال حتی اگراین رسانه هایکسره سخنان خوب وثمریخش
پخش کنند، بازهم نیکوست؟
آیادرست است که مردم ازبامدادتاشامگاه یکسره بمباران اطلاعاتی شوندو
سخن بگویندوبشنوند؟
آیانبایدبه آنهامجالی برای فکرکردن دادتااین بلعیده هاهضم شود؟
هرچه ازحدبگذردبه ضدخودبدل خواهدشد.
کمترین زیانش این است که هجوم این مطالب آدمی را ازخودمی ستاندو
اورابه خودوانمی گذاردتااندکی بیندیشد، و وی رابه مصرف کننده محض بدل
می کندوقدرت تمییز وی راازاومی گیرد.
هرچیز
ازجمله حرف نیکواندازه ای دارد... »
دوایرانی هرگزنمی توانندهمکاری کنند، حتی اگربرای گرفتن پول ازشخص
سومی باشد.
...واقعاصحیح گفته اندکه ایران کشورمنفردین است،درين كشورهرفردي براي
خودش سلطاني است و... علت ظهورصدهاحزب نارس كوچك وبوجودنيامدن
يكي دوحزب حسابي ملي ، همين روح تفردوتشخيص بي لزوم است.


مردم شناسی ،
داستان نویسی و... ایران است.

وزیران،آتش ملایم روشن می کرد.
بتدریج ، قربانی به ناله وفریادمی افتاد. اماگاو، طوری ساخته شده بودکه صدای فریاد
دردناک قربانی ، ازگلوی گاو، به صورت آوازی دلنشین بیرون می آمد.
مطالعات زیست شناسی نشان داده اندکه اگرقورباغه ای رادر ظرفی بیندازیم وآن ظرف راباآب محیط زندگی اش پرکنیم وبعدازآن آب راآرام آرام گرم کنیم ، قورباغه سرجایش می ماندوهیچ واکنشی نسبت به افزایش تدریجی حرارت نشان نمی دهد.!
تااینکه آب به جوش می آیدوقورباغه می میرد.
شادوپخته می میرد. !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ازسوی دیگراگرقورباغه رادرظرفی پرازآب جوش بیندازیم بی درنگ بیرون می پرد.
سوخته امازنده
گاهی ما هم مثل قورباغه آب پز می شویم، متوجه تغییرات نیستیم.فکرمی کنیم همه چیزروبراه است ویاشرایط نامطلوبی که درآنیم گذراست.
به سوی مرگ می شتابیم اماهمان طور آرام وبی تفاوت ، درآبی که مدام گرمتر می شودباقی می مانیم.
سرانجام می میریم
شادوپخته
بی آنکه متوجه تغییرات اطرافمان باشیم »
بااین پیش شرط که، همه کسانی که دربحثهاشرکت می کنند:
۱- اگرنمی دانند،نگویند.
۲- ازدرون حاجب ،صافی ومانعی برای سخنان خودداشته
باشند،تاآنچه رانمی دانندبرزبان نیاورندوشبهه و مشکلی به
مشکلات نیفزایند.
آیاهمه پایبند، خواهندبود؟
سوی دیگرچه بایدکردتااین تضارب آرا ، چندان زیادنشودکه حق
درغبارآن گم گردد.
هردو مطلوب ماهستند.
این سخن به تعارف شبیه است که، همگان آزادند تا سخن سنجیده وحق
بگویند.ظاهراین سخن حقیقت طلبانه و آزادیخواهانه است ، اماباطن
مستبدمابانه دارد.
معنای این سخن آن است که ،کسی سخن نگوید.!!
چراکه بلافاصله این پرسش مطرح می شودکه کدام سخن حق است که
مادرگفتنش آزادهستیم؟
نتیجه این خواهدشدکه کسی ازبالامعین کندکه حق چیست وباطل کدام
است وپس ازآن به دیگران اشارت کندکه شماازادیدپس ازتعیین حق
توسط ما،حق رابگویید.
دراین صورت آزادی درحق گفتن این می شودکه فقط یکنفرآزاداست تاحق
رابداندوبگوید.
یعنی درپای این عدم آزادی ،حق نیز قربانی خواهدشد.
بنابراین اگربناست حقی پیداشود،درآزادگفتن پیداخواهدشد.
بایدهمگان رادعوت کردکه سخن بگویند، تاازلابلای این سخنان حق
جلوه گرشود.
.. حق درعرصه تضارب آرایافت می شودوبایداذعان کردکه هرکجاحقی
شکفته وآدمیان ازآن بهره مندشده اند،درسایه ازادی بوده است.
درجامعه ای که سخنان بایداز صافی بگذرند، حق جلوه نخواهدکرد.
حق درانحصارقومی خاص نیست.»ادامه ازقبل ... ادامه دارد...
« ... همگان آزادند ، تاسخن سنجیده و حق بگویند... » .
برای این جمله چه تفسیری دارید؟
این جمله چه مفهومی رامی رساند؟
گوینده این جمله چه شخصیتی دارد؟چه جورآدمی است؟
این پست،ادامه پستهای قبلی است ... ادامه دارد
«امروزه روزنامه ها، رادیو،تلویزیون وکلارسانه ها یک صدا
وبه بانگ بلندمردم رادعوت می کنندکه بگویید.
تاماصدای شمارابه گوش دیگران برسانیم.
آیاچنین امری به خیروصلاح ماآدمیان است؟
آیابفرض محال حتی اگراین رسانه هایکسره سخنان خوب
وثمریخش پخش کنند، بازهم نیکوست؟
آیادرست است که مردم ازبامدادتاشامگاه یکسره بمباران
اطلاعاتی شوندوسخن بگویندوبشنوند؟
آیانبایدبه آنهامجالی برای فکرکردن دادتااین بلعیده ها
هضم شود؟
هرچه ازحدبگذردبه ضدخودبدل خواهدشد.
کمترین زیانش این است که هجوم این مطالب آدمی را
ازخودمی ستاندواورابه خودوانمی گذاردتااندکی
بیندیشد،
ووی رابه مصرف کننده محض بدل می کندوقدرت تمییز
وی راازاومی گیرد.
هرچیز
ازجمله حرف نیکواندازه ای دارد... »
سوال ...
وبلاگ نویسی ما درکجاجای دارد؟
چه حکمی برای آن می توان صادرکرد؟
... اگرشخص جاهل ساکت بماند، اختلافی پدید نخواهدآمد.
... درباره چیزی که نمی دانی ، سخن مگو واظهارنظرنکن.
... « بیشتراختلافهاونزاعهابه دلیل آن است که افرادناپخته سخنان
ناسنجیده می گویند
وکسانی نیزبدنبال آن سخنان روان می شوندو آن مطالب رابه منزله حق
برمی گیرندوازاینجانزاع میان حق وباطل درمی گیردکه گاه درآن میان
بی گناهانی
نیزفدا می شوند.
البته این توصیه به فرداست یعنی هیچ گروه وکمیته وناظری حق
ندارندبنشینندودستوربدهندکه چه کسی چه چیزرا می داندولذاحق اظهارنظر
داردوچه کسی چه چیزرا نمی داندولذاحق اظهارنظرندارد...
این توصیه به منزله توصیه عام به تمام مردم محسوب می شودوتک تک
افرادبایدچنان تریبیت شوندکه ازدرون حاجب وصافی ومانعی برای
سخنان خودداشته باشندتاآنچه
را نمی دانندبرزبان نیاورندوشبهه و مشکلی به مشکلات نیفزایند.
درواقع دیگران رابایدبه لطف ومداراازگفتن سخنان بیهوده وناسنجیده بازداشت،
نه به عنف واجباروتحمیل ونه ازسربی ادبی.
بیشترمشکلات عالم رادرعرصه فکرونظر افرادکم فکروپرگوپدیدآورده اند.
اگربجای اینگونه افراد،آدمیان پرفکروکم گوبودند....
دنیاگلستان می شد...........................
... مردم بایدازجهت فرهنگی چنان ارتقایابندکه سخنان بی وزن وکم مایه
راوقعی نگذارندوازسخنان پرمایه استقبال کنند.
آدمهای کم گووپخته گووسنجیده گوبایدبرآدمهای پرگووکم مایه رجحان
اشته باشند
عصرحاضرمروج پرگویی است..........................»
برای آدم عاقل ، اشاره ای کافی است.....
ناصرومنصور...
این مطلب فقط یک اشاره است.
... منصورسوالاتی درزمینه های مختلف ازناصر می پرسد، وی یکی از سوالات خودراچنین آغاز
می کند:« ناصرجان،باکمال پوزش ، هرچنداستدلالهای جنابعالی و...»
منصوردرجواب می گوید:«اولاسوال علمی که ازروی عنادولجاج نباشدوهدف رفع
شبهه وروشن شدن مسایل باشد،لازم است ونیازی به پوزش خواستن ندارد، تحقیق
وتفحص وجستجو وپرسش فطری همه انسانهاست .انسان ازهمان طفولیت عادت به
پرسش وجستجودارد وتکامل علوم وانسانها نتیجه جستجوهاست
وپرسشهاوپاسخها...
واین که کسانی ازروی نادانی یااغراض سیاسی جواجتماعی راملتهب وبحرانی
می کنندبه گونه ای که افرادرامرعوب ساخته وجرات سوال راازآنان می گیرند،
کاری است، برخلاف عقل وشرع وحقوق انسانها.امام صادق بامنکرین
خداگفتگوهای دوستانه انجام می دادندوبه افرادفرصت پرسش می دادند.»
Hakikati konusmaktan korkmayiniz
ادامه مطلب
قوتم بخش تانانم راوحتی نامم رادرخطرایمانم افکنم.
خدایابه من صبرعطاکن تاآنچه راغیرقابل تغییراست بپذیرم وشهامت
عطاکن تاآنچه راقابل تغییراست تغییردهم وبینش ودانایی عطافرماتااین
دوراازهم تشخیص دهم.
الهی !
روامدارکه پنهان مااز پیدای ماناستوده ترباشدودرورای صورت آراسته
ماسیرتی زشت وناهموارنهفته باشد.
خدایااندیشه واحساس مرادرسطحی پایین میاورکه زرنگی های حقیرو
پستی های نکبت باروپلید(شبه آدمهای اندک) رامتوجه شوم.
چه دوست ترمی دارم بزرگواری گول خورباشم تاهمچون اینان، کوچکواری
گول زن.
