اصرارداشتند.
- اخوندهایی بودندکه پای منبرهاشان همگی اشک می ریختند
وخشم ها زبانه می کشید.
- حضورواعظین دراردوگاههاکه بادعوت همگی به جهاد ، انضباط
رامختل می کردند به اضافه دخالت شاه درجزئیات ... مزاحم عباس
میرزابود...
- حاجی ملااخمدنراقی واخوندملامحمدمغانی باهمراهان
سیاه پوش خودبرای تیزترکردن اتش جنگ وجهاد ، توجه همگانی
راجلب می کرد.
- سینه زنی های محرم هم رواج داشت ..
- عده ای کورکورانه یابه دلایل شخصی ایران رابه کام جنگ بردند.
- فتحعلی سخنان مجتهدین راقبول کرد و بواسطه هجوم روس به
شهرهای ایران ، اماده جنگ باروس شد.
- ایران شکست خورد ومحکوم به پرداخت غرامت شد.
- بهانه تراشی وزیاده خواهی روسها
- عباس میرزادوست داشت ، ارتشی منظم برای مقابله باروسهااماده کندو
دران شرایط مخالف جنگ بود.
- دران روزها ، نوعی هیجان جمعی ایران رابه کام جنگ کشانید ، همانگونه که
گاه در کشورهای حشک اندیش چنین اتفاقی می افتد وتعصب مشتعل میشود.
چنین شد.
- بیصبری خانهای مهاجر درباز پس گیری املاک از دست رفته خود.
- میگویند ، خارجی هاهم موثر بوده اند.
- ظلم روسها به مسلمانان مناطق اذربایجان /نامه هایی ارسال شدبه
ایات عظام درنجف
- اخوند ، ملا محمدرضا خویی اذربایجانی دراوایل شوال واردتهران شد و
تمامی نامه هایی راکه دریافت کرده بود به شاه نشان داد ومسلمانان را به
جهاددعوت کرد.
- اخونهای معروف زمانه فتوایی نوشتند بااین مضمون که " جهادباکفارروس
واجب است و منکراین عمل پیروشیطان وجایگاه ابدی اش دوزخ "
تغییراتی بدهند، روحانیون انهارامتهم به بدعت نمایند. پس درخفا دریکی
ازاملاک دوردست یک فرمانده ، این برنامه اجراشد.
- درواقع نفس انضباط ومقررات سخت نظامی هم ، اسباب انتقادات رافراهم
می کرد. اصلاچطور می شد همه چیز راازقبل سروسامان داد؟؟؟!!!
ایااین امرتوهینی به ساحت مقدس پروردگارنبود؟
- مخالفتهایی باعباس میرزابوجودمی اید... به این علت که وی درصدد
مایه کوبی اطفال دربرابر - ابله - بوده است ...
واکسن راماده ای جادویی می نامند.
وقتی عباس میرزا عده ای را برای تحصیل به فرنگ اعزام می کند ...
می گویند که حاکم اینده شایدازجرگه - کافران - باشد . ...
ایاواقعا نیازی به این دانشهای ناشناخته بود؟
درحالي مردم ايران به جنگ دوم عليه روسهاتحريك مي شدندوعلمارساله جهاديه وفتواي
جنگ صادرمي كردندومردم رابه آزادسازي سرزمينهاي اشغالي درجنگ اول
(عهدنامه گلستان 1191ه.ش)تحريك مي كردندكه ايران قسمتهاي زيادي ازشمال كشوررا
درجنگ اول ازدست داده است وقواي نظامي ايرانتغييرات آنچناني نسبت به جنگ قبلي
نداشته واوضاع مالي كشورهم پيشرفت قابل ملاحظه اي نكرده كه علماي گرامي
به آن استنادكنندومردم ودولت رابه جنگ باروسها تهييج كنند.
حال فرض مي كنيم كه جنگ عليه روس ضروري بنظرمي رسيد،پس چراآقايان آخوند
بجاي مبارزه تاآخرين نفس وتلاش براي شكست روسهاوتحقق آرمانهاي فتواهايشان ،يا
درجنگ شركت نمي كنندويادرجايي كه بايدباعث اتحادباشندبهانه جويي مي كنند
وكودك وار،قهرمي كنندوصحنه جنگ راترك مي كنند؟
آياجهادباكفار،فقط منحصربه غيرآخوندهاست؟
همانگونه كه همه مستحضرندبراي جنگيدن بادشمن لوازم،امكانات وبرنامه ريزي هاي
خاص ودقيقي لازم است ،حال سؤالات مااينست:
- جنگ باچه سازوبرگي ،آياسپاهيان ايران باوجودتجربه شكست اول ازروس ،چه
تجهيزات
- آياغرض ازجهادفقطوفقط نفس جهاداست ونتيجه آن هيچ اهميتي ندارد؟
- آيااگردرصدراسلام چنين فتواهاي عجولانه وچشم بسته صادرمي شدديني باقي مي ماند
كه آقايان آخوندسالهابعدبه بهانه حفظ آن ،به قدرت طلبي هاي خودفكركنند؟
صدورفتواي جنگ آنهم عليه ابرقدرتي چون روس الزامابايد،ياتوسط كسي صادرشودكه
خود از فرماندهان باتجربه جنگ باشدياازاطلاعات فراوان نظامي
برخوردارباشدوتاكتيكهاي پيچيده روزرابشناسديابافرماندهان ومسؤولان ارشد
دولت مشورتهاي فراواني انجام داده باشد وكليه زواياي جنگ راسنجيده باشد
وگرنه ،جامعه رابه ورطه هلاكت خواهدكشانيدوشرايط راويرانتر ازقبل خواهدكرد.
بله ،چشم وگوش بسته وبدورازهمه علوم دنيوي وفقط به بهانه اينكه روسهادرمناطق
مسلمان نشين تازه جداشدهازايران ستمگري مي كنند،نتيجه اي جزشكست نخواهدداشت.
يادآورشويم كه (آقاسيدعلي طباطبايي،شيخ محمدنجفي،ملااحمدنراقي،آيت الله مجاهدو...)
ازجمله كساني بودندكه فتواي جهادعليه روس دادند.
نكته اي كه لازم به ذكراست وبايدموردوجه قرارگيرداين است كه ، " پنجاه وهفتييون "
تمامي قصورات اين ماجرارابه دولت فتحعلي نسبت مي دهندودرهمه محافلي كه
ازاين ماجرايادمي كننداين شاه قاجارراغالبابخاطرعهدنامه هاي گلستان وتركمنچاي
وازدست دادن اراضي زيادي ازايران موردنكوهش قرارمي دهندوجالبتر اينكه
اقدامات علماراشجاعانه وقابل تحسين معرفي مي كنندوفتوادهندگان رارهبران
بزرگ روحاني آن زمان مي دانند.
راستي ،مگرچه عيبي داردكه آدمي به اشتباهات واشكالات تاريخي همقطاران
وهمفكران خودبپردازدوازعوامفريبي وتحريف تاريخ دست برداردوامكان خطاو
لغزش رابراي همگان ممكن بداند؟
بادرنظرگرفتن اينكه:«... دفاع ازاسلام ومسلمين درآغازسلاحي آخته عليه
فتحعلي بوده است.»{۳۱}
واين موضوع كه، تاريخ نظامي ايران جميل فوزانلودرباره جنگ ايران وروس
درزمان فتحعلي شاه مي نويسد:
بريتانيانگران حمله احتمالي روس به هندبودپس براي دفاع ازهند،علماي ايران
رابرانگيخت تاايران رابه جنگ باروس بكشاندوبدينسان روس راازهندبه ايران
متوجه كند.
آنهاعلماوالهيارخان رابرانگيختندتاباروس بجنگند{۳۲}
عباس ميرزا(وليعهدشاه)تعصب مذهبي مردم را درجهت مبارزه باروس تهييج
مي كرده است.{۳۳}
حاشيه ...
سيدمحمداصفهاني (فرزندارشدسيدمحمدباقربهبهاني)دركربلاماجراي وحشي گري
هاي روس رادرزمان فتحعلي وعباس ميرزاشنيد،به ايران آمدتاشاه رابه جهاد
عليه روس ترغيب كند. وقتي اوازحوض آب وضو مي گرفت ،سريعا ًآن حوض
خالي مي شدچون مردم معتقدبودندآب داخل حوض بابدن سيدمتبرك شده
ومعجزه دارد.
مردم[ اگرٍ] نمي توانستندبه سيدمحمداصفهاني دست پيداكنند،كجاوه
اورامي بوسيدند، نردباني كه اوازآن روج مي كردرامي بوسيدند،خاك غبار
زيرسم قاطرحامل اوراجمع مي كردند{الف۳۴}
درتبريز زلزله اي رخ می دهدودراصفهان غباري مرموزمي وزد،علمادرشهرگردش
مي كردندومردم رابه توبه دعوت مي كردند.(درصورتي كه قبلا ً ستاره شناسان
چنين حوادثي راپيش بيني كرده بودند).{۳۴ب}
[شايدمقصودملايان اين بوده كه بگويندچنين حوادثي بخاطرگناهكاري هاي
مردم است وخشم خداوندباعث بروز چنين حوادثي مي شود.
البته يادمان نرودكه درقرن اواخرقرن 20 واوايل 21هم آخوندهاي عزيزوطني
ما چنين استدلالهايي ارائه مي دهندبااين تفاوت كه هرگاه درايران زلزله
ياچنين حوادثي رخ دادآقايان آخوندآنهارابعنوان آزمايش الهي مي دانند(چون حکومت
ایران حکومتی،اسلامي محض است )ولي اگرمثلادرتركيه ياآمريكاچنين
حوادثي رخ دادآقايان آخوندتفسيرمي كنندكه عذاب الهي بركفارفرودآمده است.
مي بينيدتكنولوژي جديدهم درخدمت ملاهادرآمده وكمك كرده تفسيرهاي
عميقي ازرخدادهاي اطراف خودارائه كنند!!!
درانتهابايدبه اين نكته اشاره كنم كه ملايان به هرروشي كه ممکن بوده
درعوامفریبی، ابت قدم بوده اندوبراي آنهاكسب اعتباروتداوم شهرت و.. ازهمه
چيزمهمتربوده است...
نويسندگان كتاب،سهم ملايان قبل ازتنباكورافراموش نمي كنندوآنهاراهم
ازسفره گسترده تعريف وتمجيد خودبي نصيب نمی گذارندو
مینويسند:«ظهورسياسي علمادرتاريخ معاصرايران به اوايل قرن 19م بازمي گردد.
ضعف دولت قاجاري درجنگهاي ايران وروس،درباررامجبوركردازعلمااستمدادجويد.
بدين ترتيب علمافتواي جهادعليه روس راصادركردندولي به دليل بي كفايتي
مديران قاجاري علي رغم پيروزي هاي اوليه اين فتواهاوشوروهيجان عمومي
مردم درجنگ نتوانست ضعف دولت راجبران كند.»{۷}
دراين بخش نويسندگان سعي دارندنقش علماي دين رادرتحولات كشور
بزرگنمايي كنند كه باتوجه به جملات مذكوربه2 نكته بايدتوجه شود:
الف - بااستنادبه متن كتاب (جملات فوق)،دربارمجبورشدازعلمادرباره جنگ
باروس استمدادجويدودرنهايت علمافتواصادركردندو...(البته اين نظرموردتأييدمانيست)،
یعنی اینگونه می توان استنباط کرد که :
اگردربارازعلمادرخواست كمك نمي كرد،علماهيچگاه فتواصادرنمي كردند
يابه عبارت ديگردفاع ازمملكت وقتي براي علمامهم مي شدكه دربارازآنها
طلب كمك كندودرغيراينصورت علماوظيفه اي نداشتند.
ب- جالب اينكه بي كفايتي مديران قاجاري راباعث شكست مي داند،در
صورتي كه نظراين است كه علما،قاجار رابه جنگ عليه روس مجبوركردند
وتوضيحاتي كه دراين كتاب ذكرشده غلط به نظرمي رسدكه بعدابه آن
بطوراجمال به آن اشاره خواهدشد.
دررابطه بانفوذآخوندهادردرگاه فتحعلي بدانيم كه :
شايدحكومت فتحعلي ازمعدودحكومتهاي مورد تصويب وقبول علماي شيعه بود.پاره اي ازعلماي شيعه به
اواجازه سلطنت داده بودند واوبه اجازه آنهاسلطنت مي كرد. دردوران حكومت اودرگوشه وكنارمملكت
خودمختاريهاي روحاني ديده مي شد. يعني برخي ازعلما براي خوددرمنطقه تحت نفوذشان حق
ولايت قائل بودندورسمااعمال حكومت مي كردند،حدمي زدند،تعزيرمي نمودندوحتي اعدام مي كردند.
ودرانجام اينگونه امورمنتظرحكم حاكم وسلطان نبودند.
يكي ازاين بزرگان آقامحمدعلي كرمانشاهي (صاحب كتاب مقامع)وفرزندوحيدبهبهاني
(كه قهرمان فكراصولي ومبارزه عليه تفكراخباري گري محسوب مي گرديد)بود.
علامه مجلسي نيزدردوران سلطان حسين صفوي ازچنين اختيارات وسيعي برخورداربود.
همچنين محمدباقرشفتي هم... .[30]
دردوران حكومت فتحعلي علمادرزندگي عمومي نفوذبالايي داشتند.دراين دوره مساجدوحرمهايي ايجادشد.
حرمهاي عراق ،قم،شاه چراغ و.. تزئين شدند.
درعهدفتحعلي درحرم مطهرعباس بن علي مطلاكاري صورت گرفت.ومبالغي پول به طورمرتب براي
علماوجلب حمايت آنهادرنظرگرفته مي شد.به ميرزااحمدمجتهدكه ازسوي روسهادرتعقيب بوددرتهران
خانه وپول داده شد.
حاج ملامحمدتقي برغاني چنددهكده رابعنوان تيول برداشت.
نظريه غالب شيعيان بعدازغيبت مهدي(عج)اين بودكه تمايل به عدم دخالت درسياست پيداكردندولي با
قدرتهاي دنيوي مبارزه مي كردندوموافق آنهانبودندولي واژگوني كامل نظام موجودراقدغن مي كردندو...
بعدازقرن 16ميلادي وقدرت يافتن صفوي ها ،براي اولين باروجودعلماي شيعه معنايافت ...
كم كم مجتهدان مظهررهبري امت شدند...
دردوران صفوي شيعه مذهب رسمي شدوفلسفه وفقه رونق يافت.
برخي مي گويند:
تشيع باعث انزواي ايران درجهان اسلام شد./البته شیعه اختراعی /
علت ايجاددولت شيعه درايران صفوي ،مبارزه باسني هابود.
شيعه حقانيت قدرت دنيوي راانكارمي كردولي درسال1501 كه دولت صفوي ايجادشد،(آنهاخودراازنسل
امامهاي معصوم مي خواندند)واين مسئله درپرده ابهام فرورفت.
دراواخردوره فترت يعني سقوط صفوي واستقرارقاجار،روابط دولت وعلمادچارتغييراتي شد،
الف - فقه شيعه مجتهدرادرهدايت واداره جامعه تثبيت كرد.
ب - وقتي قاجاريه ايجادشد،علمادربرابرخوددولتي راديدندكه درباره ماهيت قدرت سلطنت عيناً همان
تصورات صفويه راداشت بااين تفاوت كه قاجارازحقانيتي كه صفوي داشت برخوردارنبود(چون ازنسل
امامها نبودند)،درنتيجه قاجارهاخودراظل الله خواندنداماادعاي حكومت يافتن آنهاازطرف خداجنبه صوري
داشت.
ازآنجاكه دولت في نفسه نماينده استبدادبودورابطه نزديك باآنراشايسته مقام مرجع تقليدنمي دانستندبه همين
دليل(شيخ نوري )بااينكه عموماً اظهارداشتندازدانشمندان است ولي نتوانست مقام
(عبدالله بهبهاني ومحمدطباطبايي)رابدست آورد.....
...اين عده علماي دورازدولت حتي گمرك رابرخلاف شرع مي دانستند.
...حتي عده اي دارايي هاي دولت رانجس مي دانستند/./ادامه دارد
وحالابعدازذكربرخي نقاط ضعف كتاب انقلاب اسلامي وچرايي وچگونگي رخداد
آن،به بحثهاونوشته هاي تكميلي مي پردازيم تابهتربتوانيم به مغرضانه بودن
اهداف نويسندگان وتدوين كنندگان اين كتاب پي ببريم .
الف - اعتقادمابراين است كه جمعي سعي دارند، قشرآخوندياملاراباالقاب و
عناويني غيرواقعي وجعلي واغراق امیزی همچون:روحانيت، علما و...
به مردم معرفي كنندكه هدف آنهاايجادهاله اي ازتقدس وخطاناپذيري گرد
اين قشرازمردماست .
نظرمااين است كه استفاده كلمه اي چون روحاني مخصوص معصومين است
ونمي توان به صرف طي كردن دوره اي درحوزه هاياامثال آن به اين عنوان
دست يافت.
ب - همانگونه كه همه مي دانندكلمه علما،جمع عالم است ودرميان عامه
ياحتي خواص به معناي دانشمندكاربرددارد،اماجمعي(خارج ياداخل آخوندها)
زيركانه وفرصت طلبانه اين كلمه رابراي قشر آخوندبه كارمي برندتادرنظرمردم
بيش ازپيش جنبه اي فراانساني براي اين قشرتدارك ببينندوارزش واحترامي
كاذب براي آنهابوجودآورند.
امانظرمااين است كساني رامي توان جزو علما يادانشمندان محسوب كردكه
درعلوم دنيوي ياپايه ياانساني يافني و... متبحرباشنديااينكه اختراع واكتشافات
علمي ازآنهابه ثبت رسيده باشد.
نه اينكه به صرف مدتي حضوردركلاس درس ديني (يابقول معروف حوزه علميه)
وتحصيل علوم ديني محض به اين درجه نائل شوند.
سؤال اينجاست ،آياافرادي چون انيشتين،پروفسورحسابي،اديسون و...
عالم ودانشمندندوافرادي هم كه مدتي كوتاه ياحتي طولاني درحوزه ها
بوده انددانشمند ياعلما؟.
آنچه كه مي توان پذيرفت اين است كه اين قشرعلوم ديني آموخته است
ومي بايست درخطاب به آنها،براي كلمه علماازپسوندديني استفاده كرد
. ... علمای دینی ...
به اين صورت كه اگرقراراست آنهاراهم جزوعلمامحسوب كرددبايدبه عنوان عالمان
ديني نام بردتا ،اشتباهي صورت نگيرد.
يعني بايدبدانيم كه نبايد براي اينكه مي خواهيم احترام خودرابه قشري ثابت
كنيم ازراه عدالت خارج شويم وآنهاراباعناوينيغيرواقعي وساختگي موردخطاب
قراردهيم وازكلماتي استفاده كنيم كه ازجامعيت ومانعيت كافي برخوردارنيستند.
وهمچنين بايدبدانيم كه عالمان واقعي تنهامعبود،پيامبران وائمه
هستندكه به معناي كامل كلمه عالمندوبقيه اقشارجامعه ازعلوم دنيوي
واخروي، قسمتي كوچك راآگاهندوبايددراستعمال كلمات دقت كامل رابه
كاربردوازاغراقهاي عمدي وسهوي جداًدوري جست.
ج- نكته ديگري كه بايدروشن شوداين است كه درطول اين نوشته سعي شده
ازالقاب وعناوين ويانام كامل همه افرادچشم پوشي شودودرحدفهم وبه
منظورشناخت خواننده، نامي ازافرادبه ميان آمده كه نبايد اين اقدام به عنوان
بي احترامي به شخصيتهاي مختلف تلقي شود.
