درحالي مردم ايران به جنگ دوم عليه روسهاتحريك مي شدندوعلمارساله جهاديه وفتواي
جنگ صادرمي كردندومردم رابه آزادسازي سرزمينهاي اشغالي درجنگ اول
(عهدنامه گلستان 1191ه.ش)تحريك مي كردندكه ايران قسمتهاي زيادي ازشمال كشوررا
درجنگ اول ازدست داده است وقواي نظامي ايرانتغييرات آنچناني نسبت به جنگ قبلي
نداشته واوضاع مالي كشورهم پيشرفت قابل ملاحظه اي نكرده كه علماي گرامي
به آن استنادكنندومردم ودولت رابه جنگ باروسها تهييج كنند.
حال فرض مي كنيم كه جنگ عليه روس ضروري بنظرمي رسيد،پس چراآقايان آخوند
بجاي مبارزه تاآخرين نفس وتلاش براي شكست روسهاوتحقق آرمانهاي فتواهايشان ،يا
درجنگ شركت نمي كنندويادرجايي كه بايدباعث اتحادباشندبهانه جويي مي كنند
وكودك وار،قهرمي كنندوصحنه جنگ راترك مي كنند؟
آياجهادباكفار،فقط منحصربه غيرآخوندهاست؟
همانگونه كه همه مستحضرندبراي جنگيدن بادشمن لوازم،امكانات وبرنامه ريزي هاي
خاص ودقيقي لازم است ،حال سؤالات مااينست:
- جنگ باچه سازوبرگي ،آياسپاهيان ايران باوجودتجربه شكست اول ازروس ،چه
تجهيزات
- آياغرض ازجهادفقطوفقط نفس جهاداست ونتيجه آن هيچ اهميتي ندارد؟
- آيااگردرصدراسلام چنين فتواهاي عجولانه وچشم بسته صادرمي شدديني باقي مي ماند
كه آقايان آخوندسالهابعدبه بهانه حفظ آن ،به قدرت طلبي هاي خودفكركنند؟
صدورفتواي جنگ آنهم عليه ابرقدرتي چون روس الزامابايد،ياتوسط كسي صادرشودكه
خود از فرماندهان باتجربه جنگ باشدياازاطلاعات فراوان نظامي
برخوردارباشدوتاكتيكهاي پيچيده روزرابشناسديابافرماندهان ومسؤولان ارشد
دولت مشورتهاي فراواني انجام داده باشد وكليه زواياي جنگ راسنجيده باشد
وگرنه ،جامعه رابه ورطه هلاكت خواهدكشانيدوشرايط راويرانتر ازقبل خواهدكرد.
بله ،چشم وگوش بسته وبدورازهمه علوم دنيوي وفقط به بهانه اينكه روسهادرمناطق
مسلمان نشين تازه جداشدهازايران ستمگري مي كنند،نتيجه اي جزشكست نخواهدداشت.
يادآورشويم كه (آقاسيدعلي طباطبايي،شيخ محمدنجفي،ملااحمدنراقي،آيت الله مجاهدو...)
ازجمله كساني بودندكه فتواي جهادعليه روس دادند.
نكته اي كه لازم به ذكراست وبايدموردوجه قرارگيرداين است كه ، " پنجاه وهفتييون "
تمامي قصورات اين ماجرارابه دولت فتحعلي نسبت مي دهندودرهمه محافلي كه
ازاين ماجرايادمي كننداين شاه قاجارراغالبابخاطرعهدنامه هاي گلستان وتركمنچاي
وازدست دادن اراضي زيادي ازايران موردنكوهش قرارمي دهندوجالبتر اينكه
اقدامات علماراشجاعانه وقابل تحسين معرفي مي كنندوفتوادهندگان رارهبران
بزرگ روحاني آن زمان مي دانند.
راستي ،مگرچه عيبي داردكه آدمي به اشتباهات واشكالات تاريخي همقطاران
وهمفكران خودبپردازدوازعوامفريبي وتحريف تاريخ دست برداردوامكان خطاو
لغزش رابراي همگان ممكن بداند؟
مختلف طبقاتی کشورسانسوروجوددارد... شعار میدهند که سایتشان
راثبت نمیکنندو...
وخود درسانسورکامنتهای وبلاگشان ، مصرند...
مانمی توانیم ساخت ساختمانی یک طبقه را ،به پایان برسانیم ...
اونوقت درباره برجهای انچنانی ، نظرمیدهیم...
درخانواده ای سه نفره سانسوروجودداردچه برسدبه ...
خانم بی بی مهتاب هم درگذشته پستی مشابه داشت.../
- علما مظهرآرمانهاي مردم بودند.[35الف] ستايش چاپلوسانه اي ازآنها مي شد.
- علمابه فتحعلي مي گفتند:مخالفت باجهادبه معناي الحاداست.
- عباس ميرزاهم كه مي خواسته ناكامي جنگ اول راجبران كندواعتبارازدست
رفته خودرابازيابدمردم رابه جنگ دعوت مي كرد.چ35ب}
- سيدمحمداصفهاني (فرزندارشدسيدمحمدباقربهبهاني)دركربلاماجراي
وحشي گري هاي روس رادرزمان فتحعلي وعباس ميرزاشنيد،به ايران آمدتاشاه
رابه جهادعليه روس ترغيب كند.
- اگرچه علماتوانستندفتحعلي راناگزيربه جنگ كنند،ولي به نتايج
حاصله نفوذنداشتند.درآغازگمان مي رفت درجنگ شركت خواهندكرداما
شركت آنهاديري نپاييد.[درحين جنگ]ميان آقاسيدمحمداصفهاني مجتهدو
عباس ميرزااختلافاتي بوجودآمدوسيدناراحت شدوبخاطررفتارنامحترمانه
شاه بااودلشكسته شدوبرگشت ودق كردوفوت كرد!!!!!{۳۶}
- علماوعباس ميرزاعلت شكست ازروس رابه همديگرنسبت ميدادند.
امايادآورشويم كه علت سقوطتبريزتاحدزيادبه علمابرمي گردد.
بدينگونه كه ،آقاي ميرفتاح فرزندميرزايوسف ازمجتهدين تبريزبود.
آنهابه خاطرپول و دشمني باعباس ميرزا توطئه كردندوتبريزرابه فوجي
ازروسها سپردند.آنهاتسليم تبريزرابه نفع مردم مي دانستند.
- ازعلماي تبريزميرزااحمدمجتهدازمماشات باروسهادم نزد.{37}]
-الگارمي نويسد:ميرفتاح مواجب زيادي درجنگ ايران وروس بخاطرخدماتش
دريافت كرد.
- جنگ تمام شدوايران ازروس شكست خورد.
- فتحعلي بعدهاگفته من قصدجنگ باروس رانداشتم بلكه ملاهامرابه جنگ
مجبوركردند.
- بعدازاتمام جنگ ،فتحعلي ازملامحمدبرغاني مي پرسدكه چراايران درجنگ
شكست خورد؟كه جواب مي شنود:
به خاطرنيات ناپاك عباس ميرزاوعدم خلوص نيت وي !!!!{۳۸}
همه از مرگ می ترسند
من اززندگی
واقعا
سمج خودم.
" دیدم که می جوند دیواراعتمادمرا موریانه ها"
بادرنظرگرفتن اينكه:«... دفاع ازاسلام ومسلمين درآغازسلاحي آخته عليه
فتحعلي بوده است.»{۳۱}
واين موضوع كه، تاريخ نظامي ايران جميل فوزانلودرباره جنگ ايران وروس
درزمان فتحعلي شاه مي نويسد:
بريتانيانگران حمله احتمالي روس به هندبودپس براي دفاع ازهند،علماي ايران
رابرانگيخت تاايران رابه جنگ باروس بكشاندوبدينسان روس راازهندبه ايران
متوجه كند.
آنهاعلماوالهيارخان رابرانگيختندتاباروس بجنگند{۳۲}
عباس ميرزا(وليعهدشاه)تعصب مذهبي مردم را درجهت مبارزه باروس تهييج
مي كرده است.{۳۳}
حاشيه ...
سيدمحمداصفهاني (فرزندارشدسيدمحمدباقربهبهاني)دركربلاماجراي وحشي گري
هاي روس رادرزمان فتحعلي وعباس ميرزاشنيد،به ايران آمدتاشاه رابه جهاد
عليه روس ترغيب كند. وقتي اوازحوض آب وضو مي گرفت ،سريعا ًآن حوض
خالي مي شدچون مردم معتقدبودندآب داخل حوض بابدن سيدمتبرك شده
ومعجزه دارد.
مردم[ اگرٍ] نمي توانستندبه سيدمحمداصفهاني دست پيداكنند،كجاوه
اورامي بوسيدند، نردباني كه اوازآن روج مي كردرامي بوسيدند،خاك غبار
زيرسم قاطرحامل اوراجمع مي كردند{الف۳۴}
درتبريز زلزله اي رخ می دهدودراصفهان غباري مرموزمي وزد،علمادرشهرگردش
مي كردندومردم رابه توبه دعوت مي كردند.(درصورتي كه قبلا ً ستاره شناسان
چنين حوادثي راپيش بيني كرده بودند).{۳۴ب}
[شايدمقصودملايان اين بوده كه بگويندچنين حوادثي بخاطرگناهكاري هاي
مردم است وخشم خداوندباعث بروز چنين حوادثي مي شود.
البته يادمان نرودكه درقرن اواخرقرن 20 واوايل 21هم آخوندهاي عزيزوطني
ما چنين استدلالهايي ارائه مي دهندبااين تفاوت كه هرگاه درايران زلزله
ياچنين حوادثي رخ دادآقايان آخوندآنهارابعنوان آزمايش الهي مي دانند(چون حکومت
ایران حکومتی،اسلامي محض است )ولي اگرمثلادرتركيه ياآمريكاچنين
حوادثي رخ دادآقايان آخوندتفسيرمي كنندكه عذاب الهي بركفارفرودآمده است.
مي بينيدتكنولوژي جديدهم درخدمت ملاهادرآمده وكمك كرده تفسيرهاي
عميقي ازرخدادهاي اطراف خودارائه كنند!!!
درانتهابايدبه اين نكته اشاره كنم كه ملايان به هرروشي كه ممکن بوده
درعوامفریبی، ابت قدم بوده اندوبراي آنهاكسب اعتباروتداوم شهرت و.. ازهمه
چيزمهمتربوده است...
نويسندگان كتاب،سهم ملايان قبل ازتنباكورافراموش نمي كنندوآنهاراهم
ازسفره گسترده تعريف وتمجيد خودبي نصيب نمی گذارندو
مینويسند:«ظهورسياسي علمادرتاريخ معاصرايران به اوايل قرن 19م بازمي گردد.
ضعف دولت قاجاري درجنگهاي ايران وروس،درباررامجبوركردازعلمااستمدادجويد.
بدين ترتيب علمافتواي جهادعليه روس راصادركردندولي به دليل بي كفايتي
مديران قاجاري علي رغم پيروزي هاي اوليه اين فتواهاوشوروهيجان عمومي
مردم درجنگ نتوانست ضعف دولت راجبران كند.»{۷}
دراين بخش نويسندگان سعي دارندنقش علماي دين رادرتحولات كشور
بزرگنمايي كنند كه باتوجه به جملات مذكوربه2 نكته بايدتوجه شود:
الف - بااستنادبه متن كتاب (جملات فوق)،دربارمجبورشدازعلمادرباره جنگ
باروس استمدادجويدودرنهايت علمافتواصادركردندو...(البته اين نظرموردتأييدمانيست)،
یعنی اینگونه می توان استنباط کرد که :
اگردربارازعلمادرخواست كمك نمي كرد،علماهيچگاه فتواصادرنمي كردند
يابه عبارت ديگردفاع ازمملكت وقتي براي علمامهم مي شدكه دربارازآنها
طلب كمك كندودرغيراينصورت علماوظيفه اي نداشتند.
ب- جالب اينكه بي كفايتي مديران قاجاري راباعث شكست مي داند،در
صورتي كه نظراين است كه علما،قاجار رابه جنگ عليه روس مجبوركردند
وتوضيحاتي كه دراين كتاب ذكرشده غلط به نظرمي رسدكه بعدابه آن
بطوراجمال به آن اشاره خواهدشد.

