دررابطه بانفوذآخوندهادردرگاه فتحعلي بدانيم كه :
شايدحكومت فتحعلي ازمعدودحكومتهاي مورد تصويب وقبول علماي شيعه بود.پاره اي ازعلماي شيعه به
اواجازه سلطنت داده بودند واوبه اجازه آنهاسلطنت مي كرد. دردوران حكومت اودرگوشه وكنارمملكت
خودمختاريهاي روحاني ديده مي شد. يعني برخي ازعلما براي خوددرمنطقه تحت نفوذشان حق
ولايت قائل بودندورسمااعمال حكومت مي كردند،حدمي زدند،تعزيرمي نمودندوحتي اعدام مي كردند.
ودرانجام اينگونه امورمنتظرحكم حاكم وسلطان نبودند.
يكي ازاين بزرگان آقامحمدعلي كرمانشاهي (صاحب كتاب مقامع)وفرزندوحيدبهبهاني
(كه قهرمان فكراصولي ومبارزه عليه تفكراخباري گري محسوب مي گرديد)بود.
علامه مجلسي نيزدردوران سلطان حسين صفوي ازچنين اختيارات وسيعي برخورداربود.
همچنين محمدباقرشفتي هم... .[30]
دردوران حكومت فتحعلي علمادرزندگي عمومي نفوذبالايي داشتند.دراين دوره مساجدوحرمهايي ايجادشد.
حرمهاي عراق ،قم،شاه چراغ و.. تزئين شدند.
درعهدفتحعلي درحرم مطهرعباس بن علي مطلاكاري صورت گرفت.ومبالغي پول به طورمرتب براي
علماوجلب حمايت آنهادرنظرگرفته مي شد.به ميرزااحمدمجتهدكه ازسوي روسهادرتعقيب بوددرتهران
خانه وپول داده شد.
حاج ملامحمدتقي برغاني چنددهكده رابعنوان تيول برداشت.
نظريه غالب شيعيان بعدازغيبت مهدي(عج)اين بودكه تمايل به عدم دخالت درسياست پيداكردندولي با
قدرتهاي دنيوي مبارزه مي كردندوموافق آنهانبودندولي واژگوني كامل نظام موجودراقدغن مي كردندو...
بعدازقرن 16ميلادي وقدرت يافتن صفوي ها ،براي اولين باروجودعلماي شيعه معنايافت ...
كم كم مجتهدان مظهررهبري امت شدند...
دردوران صفوي شيعه مذهب رسمي شدوفلسفه وفقه رونق يافت.
برخي مي گويند:
تشيع باعث انزواي ايران درجهان اسلام شد./البته شیعه اختراعی /
علت ايجاددولت شيعه درايران صفوي ،مبارزه باسني هابود.
شيعه حقانيت قدرت دنيوي راانكارمي كردولي درسال1501 كه دولت صفوي ايجادشد،(آنهاخودراازنسل
امامهاي معصوم مي خواندند)واين مسئله درپرده ابهام فرورفت.
دراواخردوره فترت يعني سقوط صفوي واستقرارقاجار،روابط دولت وعلمادچارتغييراتي شد،
الف - فقه شيعه مجتهدرادرهدايت واداره جامعه تثبيت كرد.
ب - وقتي قاجاريه ايجادشد،علمادربرابرخوددولتي راديدندكه درباره ماهيت قدرت سلطنت عيناً همان
تصورات صفويه راداشت بااين تفاوت كه قاجارازحقانيتي كه صفوي داشت برخوردارنبود(چون ازنسل
امامها نبودند)،درنتيجه قاجارهاخودراظل الله خواندنداماادعاي حكومت يافتن آنهاازطرف خداجنبه صوري
داشت.
ازآنجاكه دولت في نفسه نماينده استبدادبودورابطه نزديك باآنراشايسته مقام مرجع تقليدنمي دانستندبه همين
دليل(شيخ نوري )بااينكه عموماً اظهارداشتندازدانشمندان است ولي نتوانست مقام
(عبدالله بهبهاني ومحمدطباطبايي)رابدست آورد.....
...اين عده علماي دورازدولت حتي گمرك رابرخلاف شرع مي دانستند.
...حتي عده اي دارايي هاي دولت رانجس مي دانستند/./ادامه دارد
وحالابعدازذكربرخي نقاط ضعف كتاب انقلاب اسلامي وچرايي وچگونگي رخداد
آن،به بحثهاونوشته هاي تكميلي مي پردازيم تابهتربتوانيم به مغرضانه بودن
اهداف نويسندگان وتدوين كنندگان اين كتاب پي ببريم .
الف - اعتقادمابراين است كه جمعي سعي دارند، قشرآخوندياملاراباالقاب و
عناويني غيرواقعي وجعلي واغراق امیزی همچون:روحانيت، علما و...
به مردم معرفي كنندكه هدف آنهاايجادهاله اي ازتقدس وخطاناپذيري گرد
اين قشرازمردماست .
نظرمااين است كه استفاده كلمه اي چون روحاني مخصوص معصومين است
ونمي توان به صرف طي كردن دوره اي درحوزه هاياامثال آن به اين عنوان
دست يافت.
ب - همانگونه كه همه مي دانندكلمه علما،جمع عالم است ودرميان عامه
ياحتي خواص به معناي دانشمندكاربرددارد،اماجمعي(خارج ياداخل آخوندها)
زيركانه وفرصت طلبانه اين كلمه رابراي قشر آخوندبه كارمي برندتادرنظرمردم
بيش ازپيش جنبه اي فراانساني براي اين قشرتدارك ببينندوارزش واحترامي
كاذب براي آنهابوجودآورند.
امانظرمااين است كساني رامي توان جزو علما يادانشمندان محسوب كردكه
درعلوم دنيوي ياپايه ياانساني يافني و... متبحرباشنديااينكه اختراع واكتشافات
علمي ازآنهابه ثبت رسيده باشد.
نه اينكه به صرف مدتي حضوردركلاس درس ديني (يابقول معروف حوزه علميه)
وتحصيل علوم ديني محض به اين درجه نائل شوند.
سؤال اينجاست ،آياافرادي چون انيشتين،پروفسورحسابي،اديسون و...
عالم ودانشمندندوافرادي هم كه مدتي كوتاه ياحتي طولاني درحوزه ها
بوده انددانشمند ياعلما؟.
آنچه كه مي توان پذيرفت اين است كه اين قشرعلوم ديني آموخته است
ومي بايست درخطاب به آنها،براي كلمه علماازپسوندديني استفاده كرد
. ... علمای دینی ...
به اين صورت كه اگرقراراست آنهاراهم جزوعلمامحسوب كرددبايدبه عنوان عالمان
ديني نام بردتا ،اشتباهي صورت نگيرد.
يعني بايدبدانيم كه نبايد براي اينكه مي خواهيم احترام خودرابه قشري ثابت
كنيم ازراه عدالت خارج شويم وآنهاراباعناوينيغيرواقعي وساختگي موردخطاب
قراردهيم وازكلماتي استفاده كنيم كه ازجامعيت ومانعيت كافي برخوردارنيستند.
وهمچنين بايدبدانيم كه عالمان واقعي تنهامعبود،پيامبران وائمه
هستندكه به معناي كامل كلمه عالمندوبقيه اقشارجامعه ازعلوم دنيوي
واخروي، قسمتي كوچك راآگاهندوبايددراستعمال كلمات دقت كامل رابه
كاربردوازاغراقهاي عمدي وسهوي جداًدوري جست.
ج- نكته ديگري كه بايدروشن شوداين است كه درطول اين نوشته سعي شده
ازالقاب وعناوين ويانام كامل همه افرادچشم پوشي شودودرحدفهم وبه
منظورشناخت خواننده، نامي ازافرادبه ميان آمده كه نبايد اين اقدام به عنوان
بي احترامي به شخصيتهاي مختلف تلقي شود.
چرامردمي كه بقول نويسندگان وتحليل گران فوق توسط اين قشرآخوندبه
امري مثبت دست زده اندبعداز گذشت مدتي چهره عوض مي كنندوبه
منحرفين مي پيوندند؟
شايدبتوان علت هارابرشمرد:
الف -آموزه هاي گروه آخوندمشكل داشته:
1 - بنابه مصالحي دروغهايي درآن نهفته بوده
2 - پنهان كاري هايي ازاهداف وروش كارورفتاررابه همراه داشته وبعدازپيروزي نهضت،آن
پنهان كاري هانمودارشده ومشخص شده كه اين مواردقبل ازشروع نهضت صادقانه بامردم به
شورگذاشته نشده است.
3 - پيش بيني هايي قبل ازوقوع نهضت صورت گرفته كه بعداز پيروزي،غلط بودن آنهااثبات شده است.
ب - مورخان، تحليل گران هوادارآخوندهادرنقل نقش ونفوذآخوندهااغراق كرده اند.
ج - مردم وپيروان، پيرواني كوفي صفت، سودجو،نادان وجزوحزب باد بوده اند.
كه درصورت قبول چنين ادعاي بايدبپذيريم كه ترغيب چنين افرادي نه تنهاهنرو
امتيازي براي ترغيب كننده محسوب نمي شودبلكه نقطه اي تاريك درابعاد
مديريتي وشخصيتي وي به شمارمي آيد.
راستي چگونه مي شودتوجيه كردكه روحانيون قبل ازشروع نهضتها
روي مردم نفوذدارندوعامل اصلي ترغيب مردمند،ولي بعداز
به ثمررسيدن تلاشهاوپيروزي نهضتهاوسپري شدن زمان ،عامل انحراف نهضتها
ومردم،روحانيون نيستند؟
مگرمردم همان مردمي نيستندكه به ترغيب روحانيون براي مبارزه
قدم برمي دارندوروحانيون همان ترغيب كنندگان سابق واهداف
هم همان اهداف موردنظر؟
پس اگردرنهضت انحرافي ايجادشد،
آيانبايدانتظارداشت كه ترغيب كنندگان اصلي مردم واردعمل شوندودوباره به پيروان فكري خويش
خط مشي نويني ارائه كنند؟
راستي مگرچه اتفاقي افتاده ؟آيامردم تغييركرده اند؟آياآموزه هاي ترغيب عوض شده ؟
يااصلاوابداترغيبي دربين نبوده يااگربوده به آن شدت وحدتي كه كتاب مذكورمي نويسدنبوده ؟
شايدهم روحانيون براي ترغيب مردم دروغ گفته اندويااطلاعات ناقص در
اختيارمردم گذاشته اند.
پنهان كاري مي كنندوبعدازاينكه نهضت پيروزشدماهيت حرفهاي دروغ آنها
روشن مي شود،!ومردم ازپيشوايان خودنااميدمي شوند؟ شايد ... .

