... اگرشخص جاهل ساکت بماند، اختلافی پدید نخواهدآمد.
... درباره چیزی که نمی دانی ، سخن مگو واظهارنظرنکن.
... « بیشتراختلافهاونزاعهابه دلیل آن است که افرادناپخته سخنان
ناسنجیده می گویند
وکسانی نیزبدنبال آن سخنان روان می شوندو آن مطالب رابه منزله حق
برمی گیرندوازاینجانزاع میان حق وباطل درمی گیردکه گاه درآن میان
بی گناهانی
نیزفدا می شوند.
البته این توصیه به فرداست یعنی هیچ گروه وکمیته وناظری حق
ندارندبنشینندودستوربدهندکه چه کسی چه چیزرا می داندولذاحق اظهارنظر
داردوچه کسی چه چیزرا نمی داندولذاحق اظهارنظرندارد...
این توصیه به منزله توصیه عام به تمام مردم محسوب می شودوتک تک
افرادبایدچنان تریبیت شوندکه ازدرون حاجب وصافی ومانعی برای
سخنان خودداشته باشندتاآنچه
را نمی دانندبرزبان نیاورندوشبهه و مشکلی به مشکلات نیفزایند.
درواقع دیگران رابایدبه لطف ومداراازگفتن سخنان بیهوده وناسنجیده بازداشت،
نه به عنف واجباروتحمیل ونه ازسربی ادبی.
بیشترمشکلات عالم رادرعرصه فکرونظر افرادکم فکروپرگوپدیدآورده اند.
اگربجای اینگونه افراد،آدمیان پرفکروکم گوبودند....
دنیاگلستان می شد...........................
... مردم بایدازجهت فرهنگی چنان ارتقایابندکه سخنان بی وزن وکم مایه
راوقعی نگذارندوازسخنان پرمایه استقبال کنند.
آدمهای کم گووپخته گووسنجیده گوبایدبرآدمهای پرگووکم مایه رجحان
اشته باشند
عصرحاضرمروج پرگویی است..........................»
ازبس دراطرافم ،دیدم ، می نویسم ، هرچنددورازادب
است .... اما تکرارمکررات من، مساله ای مهم است
وکمتربه آن توجه شده است.
مربوط ونامربوط...
" خدایاکی شونداین خلق خسته
ازاین عقدونکاح چشم بسته
بدین صورت که باتعریف بقال
خریداری کنند، خربزه کال "
زندگی دراین دنیاوحشتناک است . هیچ چیزوحشتناکتراز
آن نیست که بچه ای درست کنیم وفکرکنیم که
اوازماخوشبختترخواهدشد.
پس ...
بیایم درست فکرکنیم وقبل ازهرتصمیمی ،
تصمیممان رادرترازوی عقل ودل سبک سنگین
کنیم.
آنچه که جوامع کنونی بشری رابه انحطاط نزدیک
می کندوآدمهای پرگناه(بهتراست بگویم پرخطا
تاایجادحساسیت نکنم) رادرخودپرورش می دهد....
همین است که اکثرآدمیان زاده شهوت شبی
چرکین هستند... به این نحوکه ...
دونفرکه باهم ازدواج می کنند،مهمترین هدفشان ارضای
نیازهای جنسی است وآنهاسعی می کنند،
دراسرع وقت ،این نیازرابرطرف کنند
وشبی چرکین می سازند...
پس ...
جورخطای مادروپدررا، آن زاییده شب چرکین بایدبکشدو او هم در
آینده،شبی دیگر بیافریند...
اشتباه نکنید... من مخالف ازدواج ، .... نیستم...
بدبین هم نیستم...
بلکه معتقدم قبل ازهرشب چرکین ،همسران می بایست
شناخت خوبی ازخودو اهداف زندگی خودداشته باشند
وقبل ازانعقاد نطفه فرزندخود، کاملا
ازشهوات لحظه ای ومنتج شده ازسالهادوری
ازارضا،خالی شوندوبعدتصمیم به تولیدمثل
( این مهمترین هدف خلقت وعامل بقای نسل)
بگیرند.
یعنی من معتقدم شخصیت یک فردازمدتهاقبل
ازانعقادنطفه شکل می گیردوشایدمنشا بسیاری
از معضلات اجتماعی جوامع همین
سرسری می نگرند و آنرابرابرباارضای شهوات خود
می نگرندووو!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
آیا تولیدمثل = ارضای نیازجنسی است ؟
آیا نمی توان بین این دو، شبیه به هم ، دیواری متصورشد؟
آیا نمی توان هرکدام رادرجایگاه خود، مهم دا نست؟
به نظرمن بین این دو واژه تفاوت اززمین تاآسمان است
و هرکه بتواند
برای این دومقوله مرز عاقلانه ای
بوجودآورد، آنگاه می تواندبگویدکه تولیدمثل او درخدمت جامعه
خواهدبود نه سربارجامعه.
اگرمی شنویم که " محمد " به اطرافیان خود توصیه
به ازدواج میکند ،
شایدبه این خاطربوده که قصداوازتوصیه به ازدواجهااین
بوده که افرادبا بصیرت ودانش، به پرورش وتولیدافرادی
همچون " حسن " و " حسین " اهتمام بورزند ...
نه اینکه معاویه تولیدکنند..
امیدوارم منظورم راخوب شرح داده باشم .
چیستم من زاده یک شام لذت بار
ناشناسی پیش می را نددراین راهم
روزگاری پیکری برپیکری پیچید
من به دنیاآمدم ، بی آنکه خودخواهم
من به دنیاآمدم تادرجهان تو
حاصل پیوندسوزان دوتن باشم
من زاده شهوت شبی چرکینم
درمذهب عشق کافری بی دینم
امیدوارم فرزندانمان درباره ماچنین شعرهایی نسرایند.
برای آدم عاقل ، اشاره ای کافی است.....
ناصرومنصور...
این مطلب فقط یک اشاره است.
... منصورسوالاتی درزمینه های مختلف ازناصر می پرسد، وی یکی از سوالات خودراچنین آغاز
می کند:« ناصرجان،باکمال پوزش ، هرچنداستدلالهای جنابعالی و...»
منصوردرجواب می گوید:«اولاسوال علمی که ازروی عنادولجاج نباشدوهدف رفع
شبهه وروشن شدن مسایل باشد،لازم است ونیازی به پوزش خواستن ندارد، تحقیق
وتفحص وجستجو وپرسش فطری همه انسانهاست .انسان ازهمان طفولیت عادت به
پرسش وجستجودارد وتکامل علوم وانسانها نتیجه جستجوهاست
وپرسشهاوپاسخها...
واین که کسانی ازروی نادانی یااغراض سیاسی جواجتماعی راملتهب وبحرانی
می کنندبه گونه ای که افرادرامرعوب ساخته وجرات سوال راازآنان می گیرند،
کاری است، برخلاف عقل وشرع وحقوق انسانها.امام صادق بامنکرین
خداگفتگوهای دوستانه انجام می دادندوبه افرادفرصت پرسش می دادند.»
Hakikati konusmaktan korkmayiniz
ادامه مطلب
نشكفته جزتولاله گل درميان برف
درفصل برف بزم جهان گرمي ازتويافت
آتش شنيده اي كه بودارمغان برف " ....
تولدربيعي
بهاري
وعيسوي شمارادرزمهريرزمستان تبريك عرض مي نمايم.
" توراوبامدادراتاطنين واپسين ترانه هاي نانوشته به يادخواهم داشت. "
مردي كه سالهاست درانتظارمردديگراست
گاهي دلش براي خودش تنگ مي شود.......
ومن دلم براي خودم تنگ شد پس نوشتم تاشبيه خودم
(البته به نظرمن) بخواندوفهميدني هارابفهمد وگفتني هارابدون
درنظرگرفتن ديوارهابگويد.
con tanti auguri
?come va la vita
برای اوکه آرزومی کردم خواننده شعرم باشد
«راستی شعرم رامی خواند؟»
